مواضع­ اخیر ایران در قبال بحران قطر یک سری حقائق و واقعیت­هایی را آشکار کرده است و به نظر می­رسد که تهران دیگر نمی­تواند این واقعیتها را انکار یا با دیپلماسی خندان روحانی و ظریف پنهان کند. همچنین، علیرغم فریبکاری رژیم تهران و تلاشهای آن برای پنهان کردن سیاست یک بام و دو هوا، ولی این سیاستهای خبیث برای عموم منطقه آشکار شده است. در این بین، در حالی که وزیر امور خارجه­ی دولت روحانی، محمدجواد ظریف، از سفیر قطر در تهران استقبال کرد گفت که کشورش با هرگونه فشار یا تهدید علیه کشورهای همسایه مخالفت می­کند. ولی رهبران تندرو و بلندپایه­ی رژیم جمهوری اسلامی که در تصمیمات سیاسی و نظامی دست بالایی دارند، کشورهای همسایه را تهدید و در امور داخلی آنها مداخله می­کنند. از این یاوه­گوییها در جمهوری اسلامی زیاد است و می­توان به اظهارات نابخردانه و بی­معنای اخیر محسن رضایی، دبیرکل مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمهوری اسلامی ایران، اشاره کرد. البته، محسن رضایی، علیرغم اینکه به خوبی می­داند که کشور امارات متحده عربی قرنها از ایران پیشرفته­ و جلوتر است، ولی این یاوه­گو گفته بود که «امارات برج کاغذی است، بدون موشک هم فرو می‌ریزد».

این تناقض حجم سیاست یک بام و دو هوای ایران در منطقه را آشکار و برملا کرده و نشان داد که رفتار تخریبی رژیم تهران در منطقه خارج از حیطه­ و صلاحیتهای حسن روحانی و دولت او است. گفتنی است که دولت حسن روحانی، همواره ادعا می­کند که خواهان بهبود روابط دیپلماتیک با کشورهای همسایه است. ولی تاکنون هیچ­کدام از اظهارات حسن روحانی عملی نشده و برای عموم منطقه بوضوح مشخص شده که رفتار سیاسی رژیم جمهوری اسلامی ایران کاملا برخلاف اظهارات مقامات ایرانی که روحانی و تیم آن در راس آنها قرار دارند، می­باشد.

تناقض دیگری که اخیرا به وضوح در مواضع جمهوری اسلامی ایران مشاهده شده، موضع این کشور در قبال بحران قطر بوده است. در آغاز این بحران، رسانه­های جمهوری اسلامی و دولت روحانی، این را وانمود می­کرد که تهران سیاست بی­طرفی را دنبال می­کند و حاضر است میان کشورهای عربی بایکوت­کننده­ی دوحه، و رژیم قطر میانجیگری کند و برای حل بحران از گفتگو حمایت کره بود. ولی در عین حال، برخی از مقامات ایران که دست بالایی در سیاست این کشور دارند با تمام قوا به حمایت از قطر برخواستند تا دوحه را به عناد و استمرار در سیاستهای اشتباه خود تشویق کنند.

در واقع، سیاست رژیم ایران در قبال بحران قطر بسیار منفی بوده و تلاش فراوانی کرد تا سوءاستفاده­ی اقتصادی، سیاسی و نظامی از این بحران ببرد. تهران، کمکهای زیادی به دوحه داشته و بسیاری از نیازهای قطر را تامین کرد. همچنین، تهران از مواضع و فعالیتهای اشتباه قطر نیز حمایت کرد تا شاید بتواند دوحه را از کشورها عربی دور و این را وانمود کند که قطر در تحریم کشورهای بایکوت­کننده قرار گرفته است.

از سوی دیگر، در کنار کمکهای ایران و تامین مواد غذایی قطر، طرحهای توسعه­طلبانه­ی جمهوری اسلامی نیز به چشم می­خورد. در همین بین، گزارشهای درز شده حاکی از آن است که نیروهایی از سپاه پاسداران در قطر دیده شده­اند و به نظر می­رسد که حضور سپاه در دوحه دو هدف را دنبال می­کند. اولا: حمایت از رژیم قطر در قبال هرگونه جنبش مردمی. دوم: آموزش نیروهای نظامی و امنیتی قطر و کمک اطلاعاتی و رسانه­ای به رژیم دوحه برای تعامل بهتر با بحران کنونی.

مساله­ایی که جالب توجه این است که بحران دوحه، تطابق و هماهنگی میان رسانه­های جمهوری اسلامی ایران و رژیم قطر را آشکار و سیطره­ی سپاه پاسداران بر موسسات رسانه­ای این دو کشور را برملا و نشان داده است. چراکه، رسانه­های وابسته به رژیم ایران و قطر از این بحران سوءاستفاده­ی بسیاری برای جعل و تزویر واقعیتها کرده­اند تا از این رو به چهره­ی کشورهای بایکوت کننده­ی دوحه، که مملکت عربی سعودی و امارات در راس آنها قرار دارند، ضربه بزنند.

در واقع، ایران طرحی برای دور کردن کشور قطر از دنیای عرب در دست دارد و بدون شک، این مساله به سود جمهوری اسلامی ایران و جماعت اخوان­المسلمین است. لیکن، نشانه­ها دال برآن است که این طرح ناکام مانده و ایران هیچ زمانی نمی­تواند آنهم به دلیل مشکلات روزافزون اقتصادی و سیاسی، جای کشورهای عربی را برای قطر بگیرد. علاوه برآن، مخالفت مردم قطر و اپوزیسیون داخلی و خارجی این کشور با سیاستهای منفی ایران در قبال بحران دوحه، بیشتر شده و مزید بر علت است. البته، مهمتر از آن، کشورهای عربی و جامعه­ی جهانی در قبال سیاستهای مداخله­جویانه­ و منفی ایران سکوت نخواهند کرد و به نظر می­رسد در صورت لزوم، گزینه­ی نظامی برای پایان دادن به سیاستهای مخرب رژیم ایران در منطقه، گزینه­ی مناسبی است.

مركز مطالعات و تحقيقات المزماة

13 سپتامبر 2017