پروژه صفوی ایران با رنگ و لعاب اسلامی

09 نوامبر
0

به نظر می­رسد که رژیم ایران و دستگاههای رسانه­ای و امنیتی و همچنین ستون پنجم آن در منطقه، پروژه­ی جدیدی را در پیش گرفته تا به سیاستهای این رژیم و فعالیتهای مخرب آن، رنگ و لعاب اسلامی ببخشد تا شايد از این رو بتواند ملتهای منطقه را بین خوب و بد، مسلمان و کافر تقسیم کند. چراکه، رهبران رژیم جمهوری اسلامی ایران با ترویج این تفکر مبنی بر وجود ائتلاف کفار در منطقه که برای مقابله با ائتلاف اسلامی به رهبری ایران و متحدان منطقه­ای آن تشکیل شده، تلاش دارند تا این را وانمود کنند که اختلافات اصلی موجود در منطقه تنها از این مساله نشات گرفته است. لذلک، این رژیم تلاشهای فراوانی برای فریب افکار عمومی داشته تا این را وانمود کند که رژیم جمهوری اسلامی ایران از اسلام در برابر استکبار جهانی دفاع می­کند.

رژیم جمهوری اسلامی ایران از بدو به قدرت رسیدن تاکنون، رنگ و لعاب اسلامی به رفتار و سیاست خود گرفته و ناظران از این مساله، به عنوان یک صفت خاص این رژیم نام برده­اند. این رویکرد یا به عبارتی دیگر، این پروژه­ی خطرناک، نیازمند یک استراتژیک عربی است تا با روشن­گرایی و توجیه افکار عمومی، ملتهای منطقه را از این پروژه­ی خطرناک نجات و دور کنند. چراکه، رژیم جمهوری اسلامی با تحریک احساسات مذهبی ملتهای منطقه، تلاش دارد تا از همراهی آنها با تهران، سوءاستفاده کند. همچنین، به نظر می­رسد که زمان آن رسیده است تا ملتهای ساکن در جغرافیای سیاسی ایران از جمله ملت عرب الاحواز، ملت کرد، ملت بلوچ و دیگر ملتهای تحت ستم رژیم جمهوری اسلامی، را نجات داد.

در همین راستا، زمانی که دولت امارات متحده عربی و مملکت عربی سعودیه و متحدان عربی و غربی آنها تصمیم گرفتند که در برابر پروژه­ی مخرب رژیم جمهوری اسلامی در منطقه مقابله و از امنیت ملی عرب در برابر تهدیدات رژیم فارس محافظت و از دخالتهای این رژیم در امور داخلی کشورهای عربی جلوگیری کنند، دستگاه امنیتی و رسانه­ای رژیم جمهوری اسلامی اقدام به فریبکاری و تحریف واقعیتها نموده و مدعی شده که دولت امارات و دولت سعودی با اسرائیل روابط دیپلماتیک و ائتلاف فی­مابین وجود دارد. تا شاید از این رو به حیثیت ریاض و ابوطبی میان کشورهای عربی و مسلمان ضربه بزند. گفتنی است که موضع دولت امارات متحده عربی و دولت سعودی در قبال قضیه­ی فلسطین بسیار روشن است و هرگز با این نوع یاوه­گوییها تغییر نخواهد کرد و ریاض و ابوظبی از بزرگترین حامیان ملت فلسطین و قضیه­ی بحق آنها خواهند ماند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران بزرگترین حامی صهیونیست­های غاصب اسرائیلی در منطقه و این دو منافع مشترکی دارند که در راس منافع آنها، تضعیف کشورهای عربی است تا از این رو پروژه­ی «صهیوفارسی» محقق شود.

حال علیرغم به اصطلاح «دشمنی» آنها، ولی حجم سرمایه­گذاری اسرائیل در ایران پیش از 30 میلیارد دلار برآورد شده است و گویا همکاری اقتصادی میان تهران و تل­آیو افزایش روزافزون دارد و حداقل 200 شرکت اسرائیلی که اکثر آنها در زمینه­ی صنعت نفت فعالیت می­کنند در ایران حضور دارند. همچنین، بیش از 200 هزار یهودی ایرانی در اسرائیل حضور دارند و حاخام آنها به نام یدیدیا، همچنان در ایران حضور دارد و رابطه­ی این حاخام با رهبران جمهوری اسلامی بسیار خوب توصیف شده است. کما اینکه، پیش از 200 معبد یهودی در پایتخت تهران وجود دارد و این در حالی است که اهل سنت در ایران که جمعیت آنها از 2 میلیون نفر بیشتر برآورد شده است حتی یک مسجد برای اقامه نماز ندارند. در همین بین، گزارشها حاکی از آن است که رژیم ایران رابطه­ی بسیار خوبی با یهودیان ایالات متحده آمریکا متحده دارد و لابی یهودی فشار زیادی علیه دولت آمریکا داشته تا از احتمال هرگونه حمله­­ی نظامی به ایران جلوگیری کند.

لازم به ذکر است که خمینی در سال 1979 با حمایت و پشتیبانی سیرویسهای اطلاعاتی غربی و اسرائیلی به قدرت رسید. تا نظام شاه که با غرب و کشورهای عربی منطقه اختلاف نداشته را برکنار و با روی کار آمدن خمینی و تاسیس یک رژیم طایفه­ای با ایدئولوژی شیعه، اختلافات مذهبی منطقه شعله­ور شد و در واقع، این همان خواسته­ی اسرائیل است که رژیم آخوندی تهران آن را برآورد کرده و مناقشه­ی سیاسی عربی/اسرائیلی به مناقشه­ی عربی/عربی و فارسی/عربی تبدیل شده و منطقه را در آتش فتنه سوزاند.

مركز مطالعات و تحقيقات المزماة

نوامبر‎ 2017