پرونده ايران

ناکامی سیاست های چهار دهه رژیم جمهوری اسلامی و احتمال سرنگونی آن

به دلیل سیاستهای جاه طلبانه و ناخودآگاهانه مقامات رژیم جمهوری اسلامی ایران و رویکرد سیاسی یک بام و دو هوا آن در مناسبات خارجی که اصلا با نوگرایی، توسعه و پیشرفت جهانی همسویی ندارد به بازیچه قدرت های غربی تبدیل شده است.

 مساله ای که بسیار قابل توجه این است که رژیم جمهوری اسلامی عليرغم اينكه از عمده ترین ابزار گسترش ناامنی و بی ثباتی غرب در منطقه است ولی صلاحیت آن برای ایالات متحده آمریکا دیگر تمام شده و جالب اینجاست که پیشتر رژیم تهران متحد و یار و یاور آمریکا در اشغال عراق و افغانستان بوده و نقش مهمی در شعله ور کردن بحرانها و نزاعها در عموم منطقه داشته است.

در همین راستا، به دلیل ناکامی رژیم جمهوری اسلامی در مدیریت کشوری در داخل و خارج از مرزهای ایران و بحرانی شدن اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم که جایگاه رژیم جمهوری اسلامی را متزلزل کرده است این مساله غرب و ایالات متحده آمریکا را متقاعد کرده که رژیم ایران به آخر خط رسیده و به نظر می رسد که عمر بقای آن در قدرت نیز بسیار ناچیز و کوتاه شده است. لهذا، قدرتهای غربی دست از حمایت رژیم جمهوری اسلامی برداشته و سقوط این رژیم حتمی شده است.

حال، به دلیل سیاست رفتن به لبه پرتگاه که رهبر و سپاه پاسداران ایران اختیار کرده، اوضاع به سوی یک رویارویی نظامی در حال حرکت است که احتمالا در صورت وقوع آن خسارتهای مادی و معنوی بزرگی برای رژیم ایران به همراه خواهد داشت. رژیم ایران با حمله به نفتکشها و سرنگون کردن پهپاد ارتش آمریکا و همچنین با حمله به خطوط نفت و فرودگاههای مسافربری کشورهای همسایه تلاش کرده تا واشنگتن را به جنگ تحریک کند و به نظر می رسد این نوع اقدامات به دلیل شرایط بد رژیم جمهوری اسلامی و وضعیت هیستریک مقامات این رژیم که احساس می کنند عمر رژیم آنها به پایان رسیده، بوده است.

وضعیت کنونی رژیم جمهوری اسلامی ایران نشانگر ناکامی مقامات این رژیم و نتیجه ای است از شکستهای متوالی، خسارتهای بزرگ و ناکامی طرحهای است که رژیم تهران در چهار دهه گذشته اموال کشور را هزینه آن کرده است. با این وجود، به نظر می رسد که فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی از داخل مرزهای جغرافیای ایران و آنهم توسط ملتهای این کشور شروع و جالب اینجاست که این روند پس از وقوع حرکت سبز در سال ۲۰۰۹ کلید خورده است. اعتراضات سال ۲۰۰۹ نشانگر خشم و نارضایتی ملتهای ساکن در جغرافیای سیاسی ایران از رژیم جمهوری اسلامی و ارگانهای ذیربط آن بوده و می توان گفت که این مساله آغازین یک تحول جدید که نشانه هایی از پایان عمر رژیم دارد، بوده است. این وضعیت در سال ۲۰۱۸ شروعی مجدد داشت و اعتراضات مردمی اکثر شهرهای ایران را فراگرفت و مساله ای که قابل توجه این است که گزارشات وزارت کشور و وزارت اطلاعات نشان داده که ملتهای ایران اصرار دارند تا به هر قیمتی که شده از رژیم جمهوری اسلامی خلاص شوند و له‍ذا در گزارشات این دو وزارت آمده که احتمالا اعتراضات مردمی در آینده نزدیک بار دیگر شعله ور خواهد شد.

خشم داخلی از سیاستهای رژیم و احتمال شعله ور شدن اعتراضات مردمی، در راستای ناکامی های سیاسی است که توافق هسته ای به ویژه پس از خروج ایالات متحده آمریکا، در راس این ناکامی ها بوده است. همچنین، بازگشت تحریمها و تشدید آنها علیه رژیم جمهوری اسلامی و ناتوانایی کشورهای اوروپایی در مقابله با تحریمهای آمریکا، به ویژه ناکارآمدی کانال مالی اوروپا (اینستکس) که در بیانیه اختتامیه هیئت مشترک میان کشورهای عضو توافق هسته ای در نشست جنیف که اخیرا برگزار شده است از آن سخن به میان آمده است، رژیم ایران نسبت به این بیانیه واکنش نشان داد و آن را فاقد اعتبار دانسته است. در همین بین، روانچی نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد گفته است کانال مالی اوروپا مانند ماشین زیبایی است که سوخت ندارد.

بنابراین، وضعیت متشنج داخلی و تشدید تحریمهای علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران، مقامات حاکم در ایران به فکر انتحار و شعله ور کردن یک رویارویی نظامی در منطقه هستند تا از این رو به این دو نتیجه دست یابند. اول: با ایجاد فشار بین المللی علیه ایالات متحده آمریکا تنش کاهش یابد و در نتیجه تحریمهای اعمال شده علیه رژیم تهران لغو شود. دوم: یا اینکه، وانمود کنند که سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از طریق یک توطئه جهانی رخ داده و نه به دلیل فقدان جایگاه آن میان ملتهای جغرافیای سیاسی ایران بوده است.

با شعله ور شدن جنگ، در دو حالت فوق الذکر، رژیم جمهوری اسلامی ایران ۵۰ درصد بقای خود را حفظ خواهد کرد. ولی درصورتی که بخواهد با شرایط فعلی ادامه دهد یقینا سرنگونی رژیم ایران ۱۰۰ درصد حتمی است و این راز واقعی تهران برای شعله ور کردن جنگ از طریق تشدید فعالیتهای تروریستی و اقدامات تحریک آمیز در منطقه است.

بنابراین، این بدین معنا است که رژیم ایران به اجرای عملیات تروریستی و فعالیتهای تحریک آمیز ادامه و احتمالا از خطوط قرمز عبور خواهد کرد. حال با توجه به تحولات منطقه، روشن است که تصمیم رویارویی نظامی در ایران گرفته شده و این مساله برای قدرتهای جهانی و منطقه ای درک شده و استراتژیک لازم و قرار گرفتن نیروهای نظامی در موقعیت مناسب از سوی قدرتهای جهانی صورت گرفته شده تا در صورت لزوم به رژیم ایران و سپاه پاسداران حمله نظامی شود. یقینا حمله نظامی بسیار سریع و نابود کننده خواهد بود و تمامی پایگاه های نظامی ایران و سامانه های پدافند موشکی و فرودگاههای نظامی ایران فلج خواهد شد. به طوری که رژیم ایران دیگر قادر به پیشبرد اهداف خود در ناامن کردن ثبات منطقه نخواهد بود و این سیناریو به ویژه پس از تشدید تحریمها علیه رهبران سیاسی و نظامی رژیم جمهوری اسلامی و ناامیدی آن، یکی از سیناریوهایی است که احتمال وقوع آن بسیار بالا است.

مركز مطالعات وتحقيقات المزماة

2 جولای 2019

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن