پس از گذشت یک سال از خروج ایالات متحده آمریکا از توافق هسته ای که این رویداد در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ رخ داد، تحریمها به طور تدریجی و شدیدتر از گذشته از سر گرفته شد و استراتژی رژیم جمهوری اسلامی در برابر این تحریمها نیز واضح تر شده است. به خصوص بعد از اینکه واشنگتن از خود جدیت نشان داد و تصمیمات زیادی برای مهار فعالیتها و مداخلات رژیم ایران در منطقه اتخاذ کرد که آخرین این تصمیمات قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست جهانی سازمانهای تروریستی و لغو معافیت ۸ کشوری که نفت ایران را می خرند، بوده است.

در واقع، از ماه مه ۲۰۱۸ تا ماه مه ۲۰۱۹، دولت آمریکا تصمیمات زیادی علیه رژیم ایران گرفته که این تصمیمات از یک سو رژیم جمهوری اسلامی را به چالش کشیده و از سوی دیگر، بحرانهای آن را دوچندان کرده و آن را در آستانه فروپاشی قرار داده است.

همکنون گزینه های رژیم جمهوری اسلامی در برابر سیاستهای آمریکا به ویژه استراتژی آمریکا برای صفر کردن صادرات نفت ایران بسیار محدود شده است و اقدامات جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با سیاستهای آمریکا هیچگونه تاثیری نخواهد داشت و تهدیدهای ایران برای بستن تنگه باب السلام (هرمز) به دلایل ذیل پوچ و بی اساس است:

اول: ناتوانایی نظامی و تکنولوژی ایران.

دوم: رژیم ایران به خوبی می داند که هر اقدامی برای بستن تنگه باب السلام (هرمز) به مثابه خودکشی است و این مساله می تواند بهانه محکمی برای ایالات متحده آمریکا تا به ایران حمله نظامی کند.

سوم: بستن تنگه باب السلام به ضرر متحدان جمهوری اسلامی که روسیه، چین و هند خواهد بود و از سوی دیگر، این مساله به مثبت بودن سیاست آمریکا برای تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران در جامعه جهانی کمک خواهد کرد.

چهار: بستن تنگه باب السلام (هرمز) با افزایش قیمت نفت جهانی همراه خواهد بود که این مساله به سود مملکت عربی سعودی و امارات متحده عربی که جمهوری اسلامی آنها را دشمن خود می داند، منجر خواهد شد.

با این وجود، به نظر می رسد که دلایل فوق الذکر می تواند کافی باشد و ایران اصلا به فکر بستن تنگه باب السلام (هرمز) نخواهد بود. چراکه، تهدیدات مقامات جمهوری اسلامی ایران پوج و توخالی است و صرفا برای مصرف داخلی و ناامن کردن بازار نفت جهانی است.

در همین راستا، برخی از جناحهای رژیم جمهوری اسلامی پیشنهاد داده تا به زیر ساختهای نفتی کشورهای خلیج عربی حمله سایبری بکنند که در واقع، جمهوری اسلامی ایران توانایی انجام این کار را ندارد. حال، با در نظر گرفتن وضعیت کشورهای خلیجی عربی از جمله امارات و سعودی و پیشترفتهای حاصله در علوم و تکنولوژی و هچنین مدرنترین دستگاهها و شبکه های اینترنیتی به نظر می رسد که رژیم ایران در برابر این کشورها ناتوان خواهد بود. چراکه، سیستم انترنیتی جمهوری اسلامی بسیار عقب افتاده و جالب اینجاست که تاسیسات نفتی امارات و سعودی از پیشرفته ترین تاسیسات نفتی جهان به حساب می آیند که کاملا با تکنولوژی روز مسلح شده اند.

البته، تمام امید ایران به کشورهایی که نفت خود را از ایران تامین می کنند که روسیه، چین و هند در راس آنها قرار دارند، بسته است. اما علیرغم اظهارات مقامات این کشورها که آنها به فعالیتهای اقتصادی خود با ایران ادامه خواهند داد ولی از سوی دیگر واردات نفت از ایران را به دلیل فشارهای آمریکا کاهش داده و هیچگونه عکس العملی به اظهارات مقامات آمریکا دیگر نشان نمی دهند و این دال براین مساله است که این کشورها به نحوی با سیاستهای آمریکا کنار آمده و تلاش دارند تا خرید نفت از ایران را به صفر برسانند. قابل توجه است که مملکت عربی سعودی توانایی تولید ۱۲ میلیون پشکه نفت در روز دارد و امارات نیز اعلام کرده که تولید نفت خود را افزایش خواهد داد تا کمبود نفت در بازار جهانی را جبران کنند.

روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، آخرین روز مهلت معافیت نفتی است که آمریکا برای کشورهایی که نفت خود را از ایران تهیه می کنند، خواهد بود. لذا، به نظر می رسد که صفر شدن نفت ایران به مرحله اجرا درآمده که بزرگ ترین چالش برای رژیم جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و می توان از آن به عنوان خطرناک ترین مراحل عمر رژیم جمهوری اسلامی یاد کرد. کما اینکه، کارشناسان از آن به عنوان مرحله افول رژیم آخوندها نیز یاد می کنند.

مركز مطالعات وتحقيقات المزماة

2 مايو 2019