به نظر می رسد که وضعیت در ایران به مرحله ای بسیاری خطرناکی رسیده و بحران کنونی را نمی توان تنها یک بحران دانست. بحران امروز با رویکردهای سیاسی و امنیتی و حتا با ارائه برنامه های اقتصادی قابل حل نخواهد بود. در واقع، این بحران به تحریمهای اقتصادی اعمال شده از سوی ایالات متحده آمریکا همانطور که مقامات جمهوری اسلامی ایران به مردم وانمود می کنند، ارتباطی ندارد. مساله ای که بسیار قابل توجه این است که وخامت اوضاع داخلی ایران به گونه ای است که در چهار دهه اخیر بی سابقه بوده و حتا با حوادث سال گذشته که مردم در بسیاری از شهرهای جغرافیای سیاسی ایران علیه سیاستهای داخلی و خارجی دولت رژیم جمهوری اسلامی قیام کرده و نزدیک بود این رژیم را سرنگون کنند، کاملا متفاوت است.

هر از گاهی مقامات جمهوری اسلامی به وضعیت خطرناک کشور اذعان می کنند ولی سخنی از آینده به میان می آورند که آخرین آنها حسن روحانی رئیس جمهور ایران بوده است. وی در نشست روز شنبه گذشته با جمعی از چهره های سیاسی داخلی گفته است که وضعیت کشور به دلیل تحریمهای اقتصادی و فشارهای وارده در شرایطی قرار دارد که از انقلاب ۱۹۷۹ تا کنون بی سابقه بوده است. روحانی در این نشست صراحتا اعتراف کرده که اوضاع کشور در مقایسه با سالهای جنگ هشت ساله بسیار خطرناک تر است. این بدین معنا است که علل وقوع انقلاب در حال حاضر بیشتر شده و در هر لحظه احتمال وقوع جنبش علیه رژیم جمهوری اسلامی و سرنگونی آن وجود دارد.

حال، با صفر شدن صادرات نفتی ایران که دید جامعه جهانی نسبت به این مساله مثبت ارزیابی شده و با قرار دادن سپاه پاسداران و ارگانهای وابسته به آن در فهرست گروه های تروریستی، به ویژه مخالفت اتحادیه اوروپا با مهلت ۶۰ روزه ایران و همچنین حضور نظامی آمریکا در خلیج عرب و کشورهای همسایه ایران که هدف اصلی آن منع هرگونه اقدام تروریستی از سوی سپاه پاسداران در گذرگاههای بین المللی، به نظر می رسد که ایالات متحده آمریکا برای محاصره و تشدید تحریمها علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران بسیار جدی و آن را میان دو گزینه قرار داده و آن این است که صدور انقلاب و مدخله در امور داخلی کشورها و همچنین حمایت از تروریسم متوقف شود یا اینکه رژیم جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد.

با این حال، پذیرش گزینه اول رژیم جمهوری اسلامی را در مخمصه قرار خواهد داد و مشروعیت آن را به چالش خواهد کشید چراکه مساله دشمنی با آمریکا و مقابله با استکبار میان ملتهای جغرافیای سیاسی ایران و همچنین ملتهای منطقه خدشه دار خواهد شد. در همین راستا، رژیم جمهوری اسلامی ایران باید برای پرسشهای احتمالی از به هدر دادن میلیاردها دولار از اموال مردم ایران در چهار دهه اخیر که هزینه دخالتهای خارجی آن بوده، باشد.

با تشدید تحریمها علیه رژیم ایران و قراردادن نام سپاه پاسداران که ۷۰ درصد بخشهای اقتصادی ایران در کنترل آن است، در فهرست گروه های تروریستی و همچنین تلاش آمریکا برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران که تامین کننده منابع مالی سپاه پاسداران به حساب می آید، از بزرگترین چالشهای روبروی رژیم تهران خواهد بود.

حال، با افزایش نرخ بیکار وگذشت آن از مرز ۶۰ درصد، تورم  بیش از ۵۰ درصد و افزایش بیکاری بیش از ۳۰ درصد در بسیاری از مناطق ایران که با افزایش انواع جرایم، سرقت، گسترش نرخ اعتیاد به مواد مخدر و خونریزی به نظر می رسد که علل وقوع انقلاب در ایران بیش از هر زمانی نزدیکتر شده است.

از سوی دیگر، در صورتی که ایران بخواهد عمل نابخردی انجام دهد و به بستن تنگه هرمز اقدام کند یقینا این عمل به مثابه خودکشی است. چراکه، به ثبات و امنیت منطقه لطمه وارد خواهد کرد که این مساله با برخورد شدید جامعه جهانی مواجه خواهد شد.

با مطالعه اظهارات روزهای اخیر مقامات جمهوری اسلامی به وضوح مشاهد می شود که آنها سردرگم هستند. این سردرگمی مقامات ایران با افزایش حضور نظامی آمریکا همراه بوده و واشنگتن ناو هواپیمابر یو اس اس ابراهام لینکولن و بسیار از ناوهای جنگی خود را به منطقه گسیل و حضور خود را با بمب افکنها بی ۵۲ نیز تقویت کرده است. این مساله گزینه نظامی آمریکا علیه رژیم ایران را بیش از پیش تقویت کرده است. لذا، در روزهای اخیر مشاهده شده که مقامات ایرانی تلاشهایی را برای آرام کردن تنش با آمریکا و جامعه جهانی آغاز کرده اند.

هراس مقامات جمهوری اسلامی آنها را به ایجاد گزینه سوم سوق داده و آن این است که هرطوری که شده خود را از گزینه نظامی آمریکا دور کنند تا بقای رژیم جمهوری اسلامی را تضمین کنند. این گزینه همانا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است تا شاید ترامب در انتخابات پیش رو شکست خورد. ولی وضعیت اقتصادی و مالی ایران به مرحله ای رسیده است که تحمل دو سال را ندارد. علاوه برآن، احتمال پیروزی مجدد دونالد ترامب در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بسیار بالا است.

مركز مطالعات وتحقيقات المزماة

14 مايو 2019